تبلیغات
انجمن نجات استان سمنان - مطالب تیر 1396

عقرب ها به هنگام مرگ خود را نیش میزنند

تاریخ:شنبه 31 تیر 1396-09:25 ق.ظ


Milad Aryaeeمیلاد آریایی، وبلاگ مزرعه خوبی ها، بیستم ژوئیه ۲۰۱۷:…  شرایط سازمان مجاهدین به سرکردگی مریم رجوی مثال عقربی را می ماند که تمام عمر به خوی وحشی و سیری ناپذیر خود ، دیگران را نیش زده است و باعث ویرانی و مرگ هزاران جوان و نوجوان ایرانی و قربانی و گرفتار کردن صدها عضو و هواداری شده است که دل در گرو این امام زاده داشتند . امامزاده ای چون رجوی که کور میکرد ولی شفا نمی داد. آنچه در دوران پایانی … 

شکرالله پاکنژاد مزدور صدام رجوی خیانتمیلاد آریایی، ۲۰۱۵: بن ‌بست شورا چگونه به پایان میرسد ؟

لینک به منبع

عقرب ها به هنگام مرگ خود را نیش میزنند

شرایط سازمان مجاهدین به سرکردگی مریم رجوی مثال عقربی را می ماند که تمام عمر به خوی وحشی و سیری ناپذیر خود ، دیگران را نیش زده است و باعث ویرانی و مرگ هزاران جوان و نوجوان ایرانی و قربانی و گرفتار کردن صدها عضو و هواداری شده است که دل در گرو این امام زاده داشتند . امامزاده ای چون رجوی که کور میکرد ولی شفا نمی داد.

آنچه در دوران پایانی این فرقه وابسته به بیگانگان بشکل چشمگیری واضح و عریان است میزان وابستگی و مزدوری این فرقه ضد ملی است که میتواند در سر بزنگاهها هزینه سنگینی را روی دست مردم ایران به لحاظ انسانی بگذارد.

کارناوال مجاهدین که سالانه با هزینه عربستان سعودی و شیوخ عرب و با همکاری مستقیم و لجستیکی اسراییل در فرانسه برگزار میشود قبل از هر چیز مبین یک جنگ رویا روی با مردم ایران است که با دعوت جنگ طلبان قهار دنیای سیاست و آمریکاییان پیشانی سفید خواب های پریشان دلی چون مریم رجوی را تعبیر میکنند.

کارناوالی که حتی یک ایرانی حتی به مدل و شکل و شمایل شورای ملی دروغین رجوی در آن محلی از اعراب ندارند و هر چه هست خارجیان اجیر شده به دلاری است که از منابع کاملا مشکوک بدست مجاهدین و مریم رجوی رسیده تا خرج یاوه بافی ها و جنگ طلبی آمران قدرت و جنگ افروزی در آین بخش خیلی مهم از خاور میانه گردد.

جنگ طلبی ، لابی گری برای دشمنان مردم ایران ، وابستگی به شیوخ عرب برای دشمنی و فروش اطلاعات ایران و دهها جرم و جنایت کارنامه امروز و دیروز مجاهدین به رهبری رجوی ها را شامل میشود و در این راستا تردید نیست هیچ مرز و خط قرمزی را برای خود قایل نبوده چرا که آنان طی چهار دهه مبارزه خشونت طلبانه و لانه کردن در خاک کشور همسایه عراق که اهرم اجرایی غرب برای جلوگیری از بلند پروازی های ایران بود ، شمرده میشدند..

به هر صورت مجاهدین مریم رجوی ربطی به مردم ایران ندارند چرا که آنان میان بر ترین راه ممکن برای رسیدن به قدرت را در حال حاضر پریدن توی بغل کسانی چون کرکس جنگ طلب-  جان بولتون- و یا مشاور شیطان – مک کین –  یافته اند .

اما مجاهدین در حال حاضر در حضیض ذلت با شکوهی بسر میبرند چرا که نه آنها در داخل ایران بلکه حتی در خارج از ایران که گروههای بسیاری مخالف حکومت ایران هستند هرگز ننگ همکاری با مجاهدین را نپذیرفته و پیوسته آنان را مهره امپریالیسم جنگ طلب در ایران می شمارند که روی مریم رجوی پس از شکست تمام عیار مسعود رجوی قصد سرمایه گذاری دارند.

ولی همه سیاست مداران خوب میدانند اینها تنها تنها مانور و جنگ روانی آمریکاییان و شیوخ مرتجع عرب علیه مردم ایران است و آنان که بایست بدانند ، به نیکی میدانند مجاهدین فقط میتوانند نقش جاده صاف کن بخشی از حاکمیت جنگ طلب آمریکایی را بر ضد مردم ایران بازی کنند و به گفته همین کارگزاران مجاهدین تنها و تنها گزینه ای هستند که این چنین فراتر از عقل و هوش آمریکاییان رقاصی مشمئزکننده در محضر آنان را به جان خریده اند ، چون همه چیز را ، تکرار میکنم همه چیز و همه آبرو و گذشته خود را در این مسیر باخته اند .

پس بی دلیل نیست که چون عقرب خود رادر پایان مسیر وابستگی این چنین نیش میزنند و فرسنگ ها از آرمان و آرزوهای مردم ایران دور و دورتر میگردند.




داغ کن - کلوب دات کام
نظرات() 

ما دهانمان مسلح است

تاریخ:شنبه 31 تیر 1396-09:25 ق.ظ

ما دهانمان مسلح است

نویسنده الف. دال. جداشده در آلبانی

بنیاد خانواده سحر علیه گروگانگیری مریم رجوی در آلبانیباعرض سلامی گرم خدمت هم وطنان عزیز و خانواده های گرامی

شاید بواقع مضحک و خنده دار باشد، اما حقیقت محض پشت پرده سیاست تملق گوئی فرقه رجوی از جداشدگان را می خواهم به عرض خوانندگان برسانم.

در این روزها در این فکر بودم که واقعا فرقه رجوی کارش به کجا کشیده است که مینیمم های عرف سیاسی را حتی برای بدنه تکه پاره خودش هم رعایت نمی کند، چه برسد به اعضای جدا شده که هنوز که هنوز است می خواهد آنان را با چنگ و ناخن دندان هم که شده اسیر و سرسپرده خود نگاه دارد و اخیرا به ترفند مجیز گوئی روی آورده است.

خبرهایی که طی این مدت از طریق دوستانم که در دیدارهایی که دور از چشم سازمان و خبرچین هایش در کافی شاب با یکدیگر می گذاریم داشتم حاکی از این است که فرقه بشدت به دنبال این است که هرطور شده پرتقال فروش را پیدا کند. افراد را یکی پس از دیگری صدا میزند و بعد از تملق گوئی می پرسد که این مقالات سایت سحر علیه سازمان را چه کسی می نویسد؟

در این مقاله می خواهم آب پاکی را به روی دست فرقه بریزیم و بگویم که آب را همان جائی بریزد که می سوزد، این تازه اول کار است. بگذار از این کشور غریب به سلامت به اروپا نقل مکان بکنم، یا حداقل تأمینی در این کشور پیدا نمایم، آنوقت خواهید دید که هر روز از خدا آرزو میکردید که این جنگ را شروع نمی نمودید. من نه محمدرضا روحانی هستم و نه عبدالکریم قصیم، من نه ایرج مصداقی هستم و نه اسماعیل یغمائی، من حتی شخصیت برجسته دینی و سیاسی علامه حسینی هم نیستم.

من از نسل جوانی هستم که سالیان سال است در مکتب خودتان تا لحظه فروپاشی ایدئولوژیکی تان با شما بودم و همراهیتان کردم. اما از آن لحظه که دیدم دیگر منافعتان در نفهمیدن است مسیر خودم را تغییر دادم و مسیر رهایی و آزادی اندیشه را برگزیدم، به این دلیل که دیدم نعل وارونه بر هر حقیقتی میزنید و انحطاط شتابان را پیشه خود قرار داده اید. در حالیکه مگر چه گفتم؟ مگر چه مطلب نادرستی تابحال نگاشته ام که از همه می پرسید الف. دال کیست؟

من که هنوز چیزی نگفته ام، من که هنوز پرده از تمامی حقایق پنهان این فرقه برنداشته ام، پس واپس بتمرگید و اینگونه افسار پاره نکنید. فراموش نکنید که ما دهانمان به منطق مسلح است و اینرا قبل از هر کس خودتان بهتر وافق هستید. بنابراین توصیه ام اینست که اینقدر پاچه نفرات جداشده را مثل سگ هار نگیرید. اگر برای کسی پوشیده باشد اما برای شما پر واضح است که من طبق اصول اخلاقی خودم در هیچ شرایطی مستندات خویش را قلب واقعیت نخواهم کرد و عین واقعه را گام به گام به اطلاع افکار عمومی و عموم هم میهنان و خصوصا خانواده ها خواهم رساند.

پس در این جنگ قبل از هر طرف حسابی، برای خودتان پر واضح است که این تو بمیری دیگر از آن تو بمیری ها نیست. اینبار دیگر نمی توانید با عوام فریبی و دجالگری و گرد و خاک به پاکردن و تهمت و تهدید، افراد منتقد و مخالف و معترض را سرکوب کنید و دست به ترور شخصیت افراد بزنید. چون در آن صورت پرده از شاهرگ حیاتی شما برخواهم داشت. همان نوامیس ایدئولوژیک که سالیان به خورد ما دادید. بنابراین به صلاح شماست که ادب و اخلاق و پرنسیب های اخلاقی را اگر البته چیزی در وجودتان هست حفظ نمایید تا بیشتر از این زبان زد خاص و عام جامعه آزاد نگردید.

هان ای مسعود رجوی، تو به شاخ بودن و حماقت محض خودت و خشک مغزی خودت می نازی ولی من به اخلاق و بیان حقایق می نازم. در منطق تو کسی که همه را از دور خارج کرده و مانده پیامبر است و باید همگی بر او ایمان بیاورند. در عصرما البته این خودش کم هنرمندی نیست.

اما من بر همین پیامبر معصوم قلابی قیام نمودم، کسی که خودش را مظهر صداقت و صلاحیت میداند. کسی که پانزده سال آزگار تمامی نیروهایش را تنها گذاشت و رفت و هرگز دلیل آنهم بر کسی روشن نشد. کسی که می گفت در فردای آزادی ایران و میهن عزیزمان در خاوران خیمه و چادر میزنیم. کسی که می گفت حق انتخاب حق طبیعی خلق قهرمان ایران است اما هرگز کوچکترین حق انتخابی به نفراتش نداد. کسی که می گفت همه انسانها با هر عقیده و مرامی که باشند برابرند و حق اعتراض و انتقاد دارند اما خودش هر معترض و منتقدی را سرکوب کرد. حال دست روزگار را ببین که چگونه یقه او را گرفته و خود با دست خود پرده از ماهیت خود برمیدارد.

سؤال از سران فرقه رجوی اینجاست، مگر چه خبر شده، چه مرگتان شده که اینچنین افسار پاره کرده اید و مثل مار زخم خورده به خود می پیچید و تاب تحمل نوشته های من یا دیگران مثل من را ندارید و همه جداشدگان را تطمیع یا تهدید می کنید. حال که تازه پا به دنیای ارتباطات و تفکر آزاد گذاشته ام از چه اینقدر ترس و وحشت دارید؟ شما که میگویید همه مزدور هستند، همه وابسته به جمهوری اسلامی هستند، پس چه باکی و چه غمی دارید؟ این که مسئله ای نیست. به هواداران خود بگویید تا مقالات سایت سحر را نخوانند. به آنها بگوئید همه اینها مزدور هستند.

چرا اینقدر شما خود را در حال تکه و پاره کردن هستید؟ آخر برای هر ناظر بی طرفی که به این موضوع نگاه می کند برایش سؤال پیش می آید که جریان چیست؟ مگر کم بقول خودتان دشمن دارید؟ من هم یکی ناشی تر از دیگران. دیگران که برای شما عددی به حساب نمی آیند. پس اینقدر خودتان را سبک نکنید و به سایر اعضای جداشده دیوانه وار فشار وارد نکنید یا مجیزشان را نگوئید. هرچند که در پشت پرده این اقداماتتان نیت پلید خودتان را مخفی میکنید. 

ما که میدانیم اولویت کار فرقه رجوی در آلبانی به جان هم انداختن نفرات در میان “جامعه جداشدگان” است. ولی کور خوانده اید. دست به هر اقدام جنون آمیزی که بزنید، دست به هر حماقتی که بزنید، دست به هر تحریکی که بزنید، پیشاپیش محکوم به شکست خواهید بود. چرا که سری قبل به دستگاه سیاسی شما تذکر اخلاقی دادم که من هنوز از منابع خودتان تغذیه میکنم، لذا به اندازه کافی اسناد و مدارک در دست دارم و خواهم داشت که بخواهم جلوی شما بپیچم. ولی فعلا اولویت کارم نگارش همین مطالب است، آنهم فقط برای روشنگری قشر جوان و تحصلیکرده جامعه و همچنین خانواده ها که این مدت بالاترین رنج و درد را تحمل کردند.

به یاد دارم که در همان ایام در لیبرتی، وقتی موضوع ایرج مصداقی را بحث داغ تشیلات کردید و یک سویه و یک طرفه به او میزدید و او را ترور شخصیت میکردید، در محافل چند نفره همواره بحث میکردیم که اینقدر که آقای مصداقی را بی مقدمه مطرح می کنید چرا حداقل یکبار یک مصاحبه او را جهت روشنگری اعضا پخش نمی کنید؟ اگر واقعا راست میگویید و ریگی به کفشتان نیست یکی از صحبت های او را پخش نمائید. اما هیهات که شما پلیدتر از این حرفها بودید.

در یک مقایسه ساده یادم هست که در دوران دادگاه علنی کرباسچی شهردار اسبق تهران، هر روز راس ساعت پنج عصر همه گوش تا گوش در سالنها مینشستند و منتظر مشاهده محاکمه بودند. در ابتدا نیت شما این بود که از آن برای توجیه عوام فریبانه و اغفال هرچه بیشتر کادرها استفاده کنید و نتیجه گیری خودتان را بنمائید. همان استفاده ابزاری همیشگی که می کنید. اما دیری نپایید که مجبور شدید از پخش آن امتناع ورزید چون قشر آگاه و فهمیده جامعه که جملگی در این فرقه جمع شده بودند به درستی خوب را از بد تشخیص دادند و نتیجه گیری خودشان را خلاف نتیجه گیری فرقه کرده بودند. شم ضدانقلابی شما سریعا این موضوع را گرفت و آنرا جمع کرد.

اکنون نیز با همان ترفندهای کهنه قبلی اگر بخواهید بیشتر از این مزاحم سایر جداشدگان شوید دوران مقاله نویسی را به کنار خواهم گذاشت و دست به اقدامات دیگری خواهم زد. آنهم منزل به منزل و گام به گام. فراموش نکنید که ما همان “کربن های نرم و سیاه” هستیم که به مرور زمان فشرده شدیم و اکنون تبدیل به “الماس های برنده و شفاف” گردیده ایم که دمار از روزگارتان در خواهیم آورد. ما همان اعضای جداشده ای هستیم که تا فراسوی طاقت انسان در این سالیان پیش رفتیم و مرگ را بارها و بارها در مقابل چشمان خود دیدیم و اکنون دیگر ترسی از هیچ چیز نداریم و مرگ را همواره به سخره می گیریم.  پس بیش از این خود را بی آبرو نکنید. خودتان آدمی را به یاد داستانهای بهلول می اندازید. همان سکه طلا که میخواهم جهت تلطیف فضا و حسن ختام برای خوانندگان بیان نمایم:

بهلول سکه طلائی در دست داشت و با آن بازی میکرد. شیادی چون شنیده بود بهلول دیوانه است جلو آمد و گفت: “اگر تو این سکه را بمن بدهی در عوض من ده سکه به تو میدهم”. بهلول چون سکه های او را دید فهمید که سکه های او از مس است و ارزش چندانی ندارد. به آن مرد گفت که به یک شرط قبول میکند و سپس گفت: “اگر سه مرتبه مانند الاغم عرعر کنی”. شیاد قبول کرد و مانند خر عرعر کرد. بهلول به او گفت: “تو با این خرییتت فهمیدی که سکه ای که در دست من است از طلاست. چگونه من نفهمم که سکه های تو از مس است؟”




داغ کن - کلوب دات کام
نظرات() 

استرداد سران فرقه تروریستی رجوی

تاریخ:شنبه 31 تیر 1396-09:18 ق.ظ


روز دوشنبه 19 تیر 1396، نمایندگان انجمن نجات در نشست کارگروه عملیات پروژه کالکان (بررسی ساز و کارهای مبارزه با تروریسم – زیر مجموعه پلیس بین الملل) شرکت نمودند. در جریان این نشست عنوان شد که مبارزه با تروریسم مشارکت تمام کشورها و دولت ها را بدون در نظر گرفتن منافع و مصالح سیاسی طلب می کند. اعضای انجمن نجات در خصوص کارکردهای تروریستی فرقه رجوی با مسئولین امنیتی کشورهای شرکت کننده صحبت کردند و شمه ای از جنایات این فرقه علیه مردم ایران، علیه مردم عراق، و حتی علیه اعضای گرفتار در درون فرقه را بیان نمودند.

در همین رابطه نمایشگاه عکسی نیز برپا شده بود که از اقدامات تروریستی فرقه رجوی پرده بر می داشت همچنین نمونه های عینی که قربانی حملات وحشیانه این فرقه شده بودند نحوه اقدام ضد بشری فرقه رجوی در مورد خود و بستگانشان را بیان داشتند.

خانواده های اعضای دربند این فرقه؛ در مورد فرزندانشان که سال هاست از طبیعی ترین حق انسانی خود یعنی دیدار با خانواده محروم شده اند و تحت پروسه های فشرده مغزشویی فرقه قرار گرفته اند همچنین شیوه به اسارت درآمدن عزیران خود و ممانعت فرقه از ملاقات خانواده ها با فرزندانشان سخن گفتند و خواهان احقاق حقوق انسانی خود و فرزندان دربندشان گردیدند.

تعدادی از اعضای جدا شده از این فرقه به شرح سال های اسارت و بردگی خود در فرقه پرداختند. همه ی قربانیان این فرقه تروریستی خواهان استرداد و مجازات سران فرقه تروریستی رجوی و جانیان این فرقه بودند، خواسته به حقی که سال هاست مورد بی اعتنایی کشورهای مدعی حقوق بشر و مجامع بین المللی قرار گرفته است.

آلام ملت ایران با وجود بیش از 17000 شهید ترور که عمدتاً به دست فرقه رجوی به شهادت رسیده اند، مورد بی توجهی مجامع بین المللی و حقوق بشری و کشورهای طرف قرارداد (معاهدات استرداد تحت پوشش پلیس بین الملل) قرار گرفته است. تاکنون عملیات تروریستی علیه ملت مظلوم ایران مورد غفلت و بی اعتنایی واقع شده و این قشر از تروریست ها مورد حمایت مالی، امنیتی و حقوقی کشورهای مدعی حقوق بشر هستند که این نماد بارز تقسیم تروریسم به خوب و بد توسط آنان بوده است.

علی رغم درخواست مکرر ایران در طی سال های گذشته مبنی بر استرداد عاملان کشتار مردم ایران و جانیان تروریست، شاهد این هستیم که کشورهای طرف قرارداد استرداد از انجام وظایف حقوقی خود سرباز زده و خواسته برحق و مشروع مردم ایران که هدف حملات تروریسی فرقه رجوی قرار گرفته اند بی پاسخ مانده است. در حالی که استرداد مجرمین مستلزم تعاون قضایی بین المللی است و اهتمام در اجرای آن می تواند ضامن عدالت قضایی و جلوگیری از بی کیفری و فرار مجرمان و متهمان به کشورهای غیر از محل وقوع جرم شود.

عدالت قضایی ایجاب می کند که متهمین و مجرمین فراری در سایر کشورها احساس آسایش و امنیت ننمایند و اگر همکاری بین المللی وجود نداشته باشد و بزهکاران بتوانند پس از ارتکاب جرم آزادانه در کشور دیگری زندگی نمایند و مصون از تعقیب باشند، عدالت دستخوش هرج و مرج خواهد شد و همین است که امروز شاهد تاخت و تاز تروریست ها در سراسر جهان می باشیم زیرا کشورهای حامی حقوق بشر شعار مبارزه با تروریسم سرمی دهند اما در خفا حامیان مالی، اطلاعاتی و نظامی گروه های تروریستی از جمله فرقه رجوی و فرقه داعش می باشند.

مسؤلین جمهوری اسلامی بارها اعلام نموده اند: “اعضای گروه های تروریستی، چنانچه شاکی خصوصی نداشته باشند و از گروه مربوطه جدا شده باشند، می توانند آزادانه بدون پیگرد قانونی به کشور باز گردند”. همچنان که به این ترتیب در سال های گذشته نزدیک به 1000 نفر تحت نظارت صلیب سرخ جهانی به ایران بازگشته و توانسته اند بدون مشکل قضایی از امکان زندگی در ایران برخوردار شوند و بارها در رسانه ها شرح زندگی خود را بیان داشته اند.

اما یک نمونه بارز از قرارداد استرداد مجرمین مربوط به آقایان ابراهیم خدابنده و جمیل بصام می باشد که هنگام قاچاق محموله حاوی اسناد، ارز و طلا متعلق به فرقه رجوی در کشور سوریه دستگیر و به ایران مسترد و در ایران محاکمه شدند، اما مشمول رأفت اسلامی قرار گرفته و اینک در ایران زندگی می کنند وبه کار مشغول هستند. قابل توجه این است که این دو نفر از مسئولین بالای فرقه رجوی بوده و در زندان نیز همچنان سر موضع خود بودند تا به تدریج بعد از چند سال با واقعیت ها و حقایق آشنا گردیدند. آنان بارها عنوان نموده اند که بر خلاف ادعاهای فرقه تروریستی رجوی هرگز در زندان مورد بدرفتاری قرار نگرفته اند و از تمام حقوق خود برخوردار بودند.

در سنوات قبل تعداد بسیاری از اعضای فرقه رجوی که توانسته اند حصارهای ذهنی را درنوردیده و از حصارهای فیزیکی فرقه بگریزند در کمال امنیت و آرامش انتخاب کرده اند که در ایرانی زندگی کنند یا به کشورهای دیگر بروند که نفرات زیادی از آن ها در داخل و خارج کشور؛ نسبت به جنایات فرقه در مورد اعضا و ملت ایران و عراق افشا گری نموده اند و با مراجع بین المللی ملاقات ها و مکاتبات بسیاری داشته اند که شرح مبسوط این افشاگری ها در فضای مجازی منعکس گردیده است. از جمله این نفرات خانم های عضو سابق شورای رهبری مجاهدین خلق نظیر بتول سلطانی، زهرا سادات میرباقری و مریم سنجابی و همچنین مسئولینی نظیر دکتر مسعود بنی صدر و آقایان مسعود خدابنده، داوود ارشد، علی حسن نژاد، و غیره می باشند.

حتی تروریست های فرقه رجوی که برای انجام عملیات تروریستی به داخل ایران اعزام شده بودند و در جریان عملیات یا پس از انجام عملیات دستگیر شدند؛ بعد از آن که ماهیت واقعی فرقه برای آنان روشن شد و از این فرقه و اهداف ضد میهنی آن تبری جستند مورد عفو قرار گرفتند و به جامعه و زندگی عادی بازگشتند از جمله آرش صامتی پور، بابک امین، مرجان ملک، حورا شالچی و بسیاری دیگر.

شیوه برخورد حکومت ایران با اعضای فرقه رجوی که در واقع فریب شعارهای دروغین و بی محتوای سران این فرقه را خورده اند، نشانگر آن است که حکومت ایران هرگز از مشی رأفت، مدارا و هدایت گری فریب خوردگان نا آگاه که در دین مبین اسلام به آن سفارش شده است عدول نورزیده است.

با توجه به شرح فوق، مردم ایران که داغ 17000 قربانی ترور را متحمل شده اند خواهان استرداد سران فرقه رجوی که عاملان خیانت و جنایت علیه ملت ایران هستند، می باشند و بار دیگر توجه مجامع بین المللی و حقوق بشری را به نقض آشکار حقوق ملت ایران در مورد استرداد سران فرقه رجوی جلب می نمایند و تقاضای احقاق حقوق خود در عرصه بین المللی را دارند.

جالب توجه است که خانواده های اعضای گرفتار در درون فرقه تروریستی رجوی که قطعا هرگز عاقبت بدی برای عزیزان خود طلب نمی کنند نیز بر اجرای قرارداد استرداد مصر هستند چرا که می دانند فرزندان آنان با پای گذاشتن به داخل ایران و حتی محاکمه شدن عاقبت به مراتب بهتری از درون فرقه را تجربه خواهند کرد و پایان بسیار بهتری در انتظارشان می باشد




داغ کن - کلوب دات کام
نظرات() 

فرافکنی مریم قجر از گورخواب ها ؟!!

تاریخ:شنبه 31 تیر 1396-09:17 ق.ظ

مریم قجر سرکرده کنونی سازمان تروریستی فرقه نما رجوی، اوایل تیرماه در ائتلاف تروریستی ویلپنت پاریس در یک بازی سیاسی با آسیب اجتماعی کوچکی در کشور پهناور ایران اقدام به هرزه درآیی کرد و ماجرای گورخواب ها را در اراجیفش ، بزرگ و به صورت یک بحران نشان داد در صورتیکه ماجرای گورخواب ها فقط در یکی از آرامستانهای کوچک بخش نصیرآباد شهرستان شهریار اتفاق افتاده و از آنجاییکه شهرستان شهریاردر مسیر تردد اینجانب بوده به واقعیت اسف بار ماجرا آرامستان فوق اشراف داشته ؛ گورخواب ها حدود 20 نفر معتاد و بی خانمان هایی بودند که در سرمای زمستان به گورها پناه برده که انتشار گستردۀ عکس های این گزارش در شبکه های اجتماعی آنچنان فراگیر شد که فقط در عرض چند ساعت ، واکنش های مسئولان، مدیران و شخصیت های مختلف را در پی داشت به طوریکه رئیس جمهور در رونمایی از منشور حقوق شهروندی به آن اشاره و با دستور وی خیلی سریع با حضور فرماندار شهریار در آرامستان فوق و مشاهده موضوع این مورد برطرف شد و این پدیده نادر اجتماعی که برای اولین بار در ایران اتفاق افتاد با همیاری مردم و همکاری نهادها مرتفع گشت وخوشبختانه درهیچ کدام از استان ها و شهرستان های کشور پهناور ایران چنین پدیده ای رویت و گزارش نشده. همانگونه که اقشار مردم اطلاع دارند آسیب های اجتماعی از جمله مواردی است که تمام کشورهای جهان با آن مواجه هستند و برخی از فقرا به خاطر بیچارگی،اعتیاد و… کارتن خوابند و زیر پل ها ، در ایستگاه های مترو شب را به صبح می رسانند، در علم جامعه شناسی گور خواب بودن یک آسیب اجتماعی به شمار میرود و مریم قجر در حالی از گورخواب ها در گزافه گویی هایش دم میزد که گورهای دسته جمعی فراوانی در مقرهای سابق آنها در عراق به خصوص در فراموشخانه اشرف توسط نیروهای آمریکایی و عراقی کشف شد و این یک جنایت علیه بشریت بوده و هرگز نمیتوان آن را با گورخواب بودن که یک مقوله اجتماعی است مقایسه نمود .درعلم و حقوق بین المللی کشتار و گورهای دسته جمعی ، جنایت علیه بشریت است و بالاترین مجازات برای آن تصویب شده و نباید از یاد برود که فرقۀ رجوی به دستور مسعود رجوی ملعون در سالهای 1372 مخالفین سازمان فرقه گرایش را سرکوب و به قتل رسانده و سپس به صورت جمعی آن ها را در قرارگاه اشرف سابق دفن می نمود و حتی در قتل و کشتار سال 1370 مخالفین دولت صدام با توجه به مهارت هایی که از قبل داشته شرکت داشته و طراح گورهای دسته جمعی مخالفین صدام که عمدتا به سرکوب کردها و انتفاضه شیعیان معروف است ، بود .

مریم قجر نیز که از همسران و مریدان رجوی می باشد هم اکنون طراح و برنامه ریز دیگر گروه های تروریستی از جمله داعش در کشتار مردم و سربه نیست کردن آنها در گورهای دسته جمعی می باشد ، کشف اخیر گورهای دسته جمعی در عراق و سوریه که بدست داعش این جنایت رخ داده گواهی بر انتقال تجربیات شوم فرقۀ مخرب و کهنه کار رجوی به تروریست های نوپا می باشد، ایدئولوژی ترور، کشتار دسته جمعی مخالفین در پوشش مذهب و اشاعه آن از جمله اقدامات کنونی فرقه به سرکردگی مریم قجر است که با فرافکنی و محکوم کردن دیگر کشورهای اسلامی و بزرگنمایی مشکلات اجتماعی و اقتصادی آنها ، اذهان را منحرف می نماید تا به مقاصد پلید خود بپردازد و اقدامات ضد انسانی خود را کتمان نماید . اما شاهدان عینی اعم از سربازان عراقی آن سالها و دیگر افرادی که به صورت معجزه آسا نجات پیدا کرده و فرار یا جدا شده اند خود سندی زنده از جنایت های فرقه هستند و کشف گورهای دسته جمعی در اردوگاه اشرف سابق موردی نیست که انکار و یا به فراموشی سپرده شود و خونهای بی گناه و افراد مظلوم دامن گیر آنها خواهد گشت همینطور که الان شاهد آن هستیم و فرقه در آوارگی و زوال به سر میبرد .




داغ کن - کلوب دات کام
نظرات() 

به اسم ها هم رحم نشد

تاریخ:چهارشنبه 28 تیر 1396-10:53 ق.ظ

به اسم ها هم رحم نشد

مقاله نوشته س. ه. جداشده در آلبانی
لینک به منبع

اولین بار بود که برای نشست عمومی به قرارگاه باقرزاده رفته بودیم (جایی بود که رجوی ها بالای سن در مقابل جمعیت می نشستند و از یکدیگر تعریف و تمجید میکردند). رفتیم توی سالن یکی از قسمت ها واسه خوردن چای، تازه از راه رسیده بودیم، خسته و کوفته یه دفعه چشمم روی تابلوی اعلانات به یک کاریکاتور افتاد.

یک نفر رو انداخته بودن توی یه دیگ در حال جوش. گفتم نکنه جهنم رو کشیدن. دیدم نه بابا فارسی نوشتن که فلانی هیزم بیار، فلانی زیر دیگ رو پف کن خاموش نشه. داشتن یک نفر را توی دیگ آب جوش می پختند.

خنده ام گرفت. با خودم گفتم انگار بابا رو بردن قبیله آدم خورها. بعد دیدم سریع آمدند کاریکاتورها رو جمع کردن. گفتم این چه مدلشه؟ نه به اون شوری شور نه به این بی نمکی. بعد یکی گفت فلانی چرا زودتر ور نداشتی الان نفرات جدید ترسیدن. با خودم گفتم یا ابوالفضل، خدا نکنه، همین بلا قراره سرمون بیاد؟

تا اینکه برای اولین بار توی همان باقرزاده به قول معروف سوژه نشست دیگ (عملیات جاری) شدم. دیدم دقیقا عین همون کاریکاتوره. باصطلاح مسئول نشست برگه میده به آدما که بیان مثلا حرف بزنن. درست مثل کاریکاتور که نوشته بود فلانی هیزم بیار، فلانی زیر دیگ رو پف کن خاموش نشه. طرف اسم این کار که دقیقا مثل قبیله آدم خورها بود رو گذاشته بود دیگ. آره درسته، دیگی که یک نفر توش در حال جوشیدنه؛ که مثلا ناخالصی های جامعه بزنه بیرون، که توش چه خبر بود؟ فقط فحش ناموسی نمیدادن، که اونم خوب میدونستن که این نقطه کسی دیگه فقط خودخوری نمیکنه، ممکنه بزنه زیر این دم و دستگاه. کلا از اول تا آخر فقط و فقط خرد کردن شخصیت طرف بود که اونا اسمش رو گذاشته بودن جنگ با فردیت. ای تف به این طرز فکر که طرف رو شکنجه روانی کنن بعد اسمش رو بزارن جنگ با فردیت. یکی نبود بگه آخه هالو پس معنی جنگ رو نمیدونی.

اون وقت رجوی کلی اراجیف میگفت که بله حضرت علی (ع) هم همین کارو میکرد. نه خیر، معلم خصوصی تو استالین هست نه حضرت علی (ع)، غلط کردی که خودتو اونجا نشوندی، این همه سال هم همه چوب همین مزخرفات تورو خوردن، یه خورده با شرف نداشتت خلوت کن، ببین چه کردی. اگر مایلی بازم همین ریل سالیان رو برو، فقط اینو بدون، البته خوب میدونی، که گذشت آن زمان. دیگه بتی که از خودت ساخته بودی خرد شده و زیر پاها داره له میشد. تا اونجا پیش رفتی که یه سری روبات که پرورش دادی میگفتن اسم رجوی رو که میاری باید صلوات بفرستی.

چه اسمی مونده که تو لوث نکرده باشی؟ خودت بگو. خدایا چی میشه اسرای فرقه رجوی از شر این دمل چرکین جامعه و تاریخ راحت شن؟ یه سری گیر کردن اون داخل، بعضی وقتها واقعا دلم میسوزه که ای بابا یه کاری بکنین آلبانی که عراق نیس نتونین نفس بکشین.

ولی با خودم میگم بنویس؛ بنویس؛ بنویس، شاید صدایت هرچند ضعیف بتونه صدای کسانی که توی فرقه دست و پا بسته موندن باشه

هر شب با خودم میگم بنویس

س. ه. اسیر آزاد شده از فرقه رجوی در آلبانی




داغ کن - کلوب دات کام
نظرات() 

چهار دهه ایست که این پرچم برافراشته منشاء خیری نبوده!

تاریخ:چهارشنبه 28 تیر 1396-10:46 ق.ظ


Camp Ashraf 90صابر از تبریز، امضاء محفوظ، ایران اینترلینک، هجدهم ژوئیه ۲۰۱۷:…  ما این اطمینان قطعی را بشما میدهیم که خواب آخوندها به هردلیلی که آشفته شود ، بخاطر این نوشته ها وآن اقدامات سفیهانه وشوهای تهوع آور شما ، آشفته نمی شود. درعوض، خانواده های گرفتار شامل این ادعای شما هستند !! چرا که میبینند ، عزیزانشان در چه … 

فاجعه کمپ اشرف نوزدهم فروردیدر ۱۹ فروردین ۹۰ چه اتفاقی افتاد؟

گروگانهای مجاهدین خلق فرقه مریم رجوی تیرانا آلبانی شرایط اعضا در داخل فرقه رجوی در آلبانی

نکیسا بامداد هم ازشعار دهندگان مطرح بنفع فرقه ی رجوی است و سایت های این فرقه ازسر نبود مطلب چشمگیر توام با استلالات علمی ومنطقی ، این شعارها را بجای مقاله منتشر میکنند.

او دراین شعارنامه ی ”  پرچم سرنگونی ” مینویسد :

” برگزاری کهکشان مقاومت ایران امسال نیز چون سالهای گذشته با دو پیام روشن همرا بود. اول آنکه این رژیم در آستانه سرنگونی است. رژیمی که از همان آغاز هرگز جایگاهی در بین مردم ایران و جامعه بین المللی نداشته و ندارد. دوم آنکه آلترناتیو قدرتمند و مشروعی وجود دارد که تغییر این رژیم و برقراری عدالت و داشتن کشوری آزاد و دمکراتیک منطبق با منشور ملل متحد که شایسته مردم شریف ایران است را می تواند محقق کند. بنابراین باید پرچم سرنگونی را برافرازیم “.

خواننده ی محترمی که از کنه مطلب بیخبر است ، باید بداند که منظور “ازکهکشان بزرگ مقاومت ” ، همان مراسم کارناول گونه ی مریم رجوی بود که به همراه پیروپاتال های خونخوار وبازنشسته ی پارلمان ها واعضای دولت های غرب – عمدتا آمریکا – که بدون استثناء برای جلوگیری از تکه پارچه شدن نظام ظالم تک قطبی سلطه وتابعیت یقه درانی میکنند ، ریزه خواران خارج نشین باند رجوی و جوانانی که که کشورشان بدست همین جهانخواران ویران شده و زندگی درحالت پناهندگی در غرب را میگذرانند ، برگزار شده بود وحرفی جز برعلیه منافع ملی ایران و بنفع جاه طلبی های رجوی ها وحسد ورزی های بعضی همسایگان مرتجع زده نشد!

این خانم عقلش نمی رسد که این پرچم ، از سال ۱۳۶۰ برافراشته شده وابدا منشآ خیری برای ملک وملت ایران نبوده مگر اینکه بگوید تاکنون نیمه برافراشته بوده وحال بادیدن مهمانان آنچنانی ، تحریک گردیده وبرافراشته تر شده است!

اینکه حکومت جایگاه مردمی دارد یا نه ، موضوعی است که مردم ایران درعمده حرکات خود نشان میدهند  وخواهند داد!

اما آن جامعه ی جهانی که ازابتدا ایران را قبول نداشته ، جامعه ی جهانی که نه ! بلکه سیستم سلطه وتابعیتی بود وهست که چیزی بنام روابط  حتی نسبتا برابر ومتقابلا سودمند را قبول ندارد وتسلیم  شدن بلا قید وشرطی را ازدیگر کشورها توقع دارد که بنظر نمی رسد که دولت وملت ایران ، این آمادگی را باین زودی ها- یا هرگز- بدست آورد!!

دیگر اینکه ، این ” آلترناتیو ”  اولا بلحاظ اقامت نباتی گونه وفسیلی اکثریت نیروهایش درقلعه ی تیرانا ، نمیتواند قوی باشد!

ثانیا ،  میزان دموکراتیک بودنش ازبابت مناسبات برده داری موجود درتشکیلاتش ، سنجیده شده ونتیجه گرفته می شود که دریک جمع باروابط برده دارانه ، ادعای دموکراسی که بمعنای اعمال حاکمیت اکثریت مردم است ، ادعایی مضحک وچندش آور است !

تشکیلات رجوی هرگز درطول حیات خود ، برای یک بار هم دست به انتخابات درونی نزده و انس والفتی با این مقوله ندارد و چون این چنین است ، هر ادعای دموکراسی خواهانه اش پشیزی ارزش نخواهد داشت !

با این وجود، اگر این خانم اصرار به دموکراسی دارد، تلاش کند این مسئله را دردرجه ی اول درتشکیلات رجوی پیاده کند!!!

و نیز

” … بلکه همچنین پاسخی بود به همه آنانی که مبارزات مردم و مقاومت ایران را تخطئه می کنند و به قدرت و عظمت این مقاومت از موضع کین و حسد می نگرند و از اینرو مذبوحانه تلاش می کنند تا بر دستآوردهای آن سرپوش بگذارند. اما مگر می شود بهار را از آمدن باز داشت و خورشید را در پس ابرها برای همیشه پنهان کرد “؟

شعار دادن و بادکنک وگاهی فیل هوا کردن که مبارزه نیست عزیز!

فرد مبارز هم سالیان سال دود چراغ میخورد وعلم مبارزه و وطن دوستی یادمیگیرد وهم همراه مردم زندگی میکند که به آنها بیآموزد وخود ازآنان بیآموزد !!

سازمان شما فاقد این خصوصیات است!

اگر دوستان واقعی داشته باشید ، اشک چشمانشان ازاین کارهای شما سرازیر میشود ودشمنانتان هم که باصدای بلند وازته دل میخندد وآنچه درمورد شما عمل نمیکند، حسادت است.

سطر آخر صحبت هم که حرف معروف مسعود رجوی است که دیدیم درمورد خودش مصداقی نداشت!!

درخاتمه :

” اگر نبود چنین سازمان و تشکل منسجم و هدفمندی که هرگز اهل مصالحه و کوتاه آمدن در برابر فاشیسم مذهبی حاکم بر ایران نیست به جرات میتوان گفت که آخوندها هرگز خوابشان آشفته نمی شد “.

ما این اطمینان قطعی را بشما میدهیم که خواب آخوندها به هردلیلی که آشفته شود ، بخاطر این نوشته ها وآن اقدامات سفیهانه وشوهای تهوع آور شما ، آشفته نمی شود.

درعوض، خانواده های گرفتار شامل این ادعای شما هستند !!

چرا که میبینند ، عزیزانشان در چه دامی گرفتار شده وچگونه عمر گرامی خود را بخاطر بوالهوسی های این زن وشوهر ، به هدر میدهند!

این آشفته خوابان ، ما اعضای فلک زده ی خانواده های مربوط به ساکنین کمپ تیرانای آلبانی هستیم وبطور بی جایی ازجانب آشفته خوابی آخوند ها ، نگران نباشید!

گروهی از خانواده های گرفتار مناسبات رجوی




داغ کن - کلوب دات کام
نظرات() 

۳۰تیر تاسیس شورای خیانت به ملت ایران

تاریخ:چهارشنبه 28 تیر 1396-10:35 ق.ظ

۳۰تیر تاسیس شورای خیانت به ملت ایران

رجوی بعد از فرار از ایران در سال 1360 در فرانسه شورایی بنام شورای ملی مقاومت را تاسیس نمود تا بگوید تمام کسانی که مخالف نظام ایران هستند می توانند در این شورا عضوشوند در آن زمان رئیس جمهور مخلوع ایران بنی صدر عهده دار این شورا بود ، بعد از مدتی که دیگر بنی صدر برای رجوی سوخته به حساب آمد با یک بهانه تراشی او را کنار زد و مسئولیت این شورا را خودش بر عهده گرفت جالب این بود تعداد نفراتی که جذب این شورا شدند از تعداد انگشتان دست بیشتر نبودند نفرات اصلی شامل مهدی سامع به همراه خانمش زینت میرهاشمی شاخه چریک های فدائی ، کانون توحیدی اصناف ابراهیم مازندرانی ، مذاهب جلال گنجه ای ، استادان دانشگاهها محمد علی شیخی ، ورزش اسکندر فیلابی ، و کریم قصیم و محمد رضا روحانی و هدایت متین دفتری این اعضای اصلی بودند رجوی بعد از آمدن به عراق این شورا را گسترش داد و اعضای آن را به 530 عضو رساند که تماما از اعضای خود فرقه بودند .

رجوی اعلام کرد قرار نیست وقتی بازوی اصلی این فرقه نفرات ما هستند در نظر سنجی دیگران بخواهند رای بدهند هر چند رای گیری و غیره فقط یک امری سوری و شکلی بود و نهایتا آنچه به تصویب می رسید حرف خود رجوی بود و اگر مخالفتی هم بود با بحث کردن طرف مقابل را ساکت می کردند و دقیقا رجوی هم زنان عضو فرقه را به همین دلیل وارد نمود تا با حداکثر موافق همیشه خط و خطوط خود را پیش ببرد .از این تعداد بیشتر آنها را رجوی با دادن کمک های مالی دهانشان را هم بسته که چند نفر آنها اعلام جدائی نمودند و رجوی سند ارائه داد که چقدر به آنها کمک می کرده است و سوال اینجاست با چه اعتباری به آنها کمک می کرد .این شورا سالانه یک جلسه داشت که در عراق برگزار می شد وقتی اعضای آنرا می دیدیم بیشتر به نظر می آمد برای یک تغییر آب و هوا و خوش گذارانی به عراق می آمدند تا بحث اجلاس سالانه .در تصویب و معرفی مریم قجر به عنوان رئیس جمهور دوران انتقال مخالفت های زیادی بود ولی برای رجوی سرکوب کردن کاری نداشت براحتی اینکار را می کرد کافی بود طرف کمی موضع داشته باشد .جالب تر از همه اینکه در یک ائتلاف هر کس نظر خودش دارد ولی در این شورا نه این امر مستثنی بود و شدنی نبود.رجوی مریم قجر را انتخاب نمود و وی را بعد از انتخاب شدن بلافاصله به فرانسه فرستاد بدون اینکه حتی اعضای اسیر بدانند و در جلسه ای وقتی دیدند مریم نیست همه شروع کردند به پچ، پچ کردن که رجوی انگار فتح بزرگی کرده باشد گفت او را فرستادم در فرانسه از این پس میخواهیم در دو جبهه هم عرض بجنگیم او بال سیاسی ما می باشد و ما بال نظامی فقط با این انتخاب می شود به سرنگونی رسید. بعد از آن مریم قجر تلاش نمود هنرمندان و قشرهای دیگری را با وعده دادن به خود نزدیک کند ولی از آنجائی که به لحاظ محتوا ارزشی نداشت فقط ریخت و پاشها در فرانسه بالا رفت و نتیجه جدی عاید نشد و بعد از چند سال مجددا رجوی مریم قجر را برگرداند به عراق ،خلاصه کلام نه این شورای باسمه ای مورد قبول اروپائی ها و آمریکائیها شد و نه مریم قجر را کسی به عنوان رئیس جمهور پذیرفت فکر می کنم امسال در ویلپنت به خوبی فهمیدند این القاب مسخره را کنار بگذارند بهتر است و با اسم مهندس مریم قجر وارد شدند در ویلپنت امسال جائی از القاب پوشالی همچون رییس جمهور مقاومت مریم رجوی نبود و بیک باره مریم رجوی مهندس شد .یکی از دلایل دیگر اینکار رجوی این بود که خودش را هم تراز با نظام ایران کند و اعلام کند ما توانائی اداره یک مملکت را داریم و به لحاظ سیاسی به بیرون از خودش بگوید این گروه تبعیدی این پتانسیل را دارد که در ایران حکومت تشکیل دهد ولی زهی خیال باطل رجوی حتی نتوانست اشرف و خاک عراق را که به قول خودش ناموس فرقه بود حفظ کند و در حال حاضر حدود یکسال است که از عراق به آلبانی رفته و زور زیادی می زند در صورتی که از ابتدای ورود به عراق بر طبل سرنگونی زد ولی آنچه که پس از سی سال اتفاق افتاد سیاهی بر زغال بود . تیر رجوی همواره به سنگ میخورد و هرساله شاهد بیانیه بی پایه و اساس و در کل خیانت رجوی و دار و دسته اش به خاک وطنشان هستیم و نه غیر از این !؟

دفتر انجمن نجات – استان سمنان




داغ کن - کلوب دات کام
نظرات() 

کشتن افراد در فرقه رجوی کاری هنرمندانه (قسمت اول)

تاریخ:چهارشنبه 28 تیر 1396-10:33 ق.ظ

کشتن افراد در فرقه رجوی کاری هنرمندانه (قسمت اول)

خودکشی اولین و آخرین راه حلی است که افراد شاید به ذهنشان خطور کند ولی آنچه در فرقه رجوی اتفاق می افتد و افتاده ناشی از چه می باشد .تقریبا تمامی نفراتی که در این فرقه و به دست رجوی به قتل رسیدند یا بهتر بگویم به نوعی از سر راه بر داشته شدند را می شناختم و با آنها در ارتباط بودم لذا خواستم در سلسله مقالاتی به جزئیات آن پرداخته و مخاطبین مقالات را متوجه فاجعه و خشونت در این فرقه حتی علیه اعضای خودشان نمایم .

دراین قسمت به خاطراتی از یعقوب کر ، از گنبد و یاسر اکبری نسب از تبریز اشاره می کنم ، یعقوب کر از ترکمنان گنبد بود که بعد از عملیات دروغ جاویدان در یک مقر بودیم با هم آشنا شدیم وی از اعضای فرقه بعد از انقلاب اسلامی بود که با درخواست فرقه به عراق آمد اما دریغ از اینکه آواز دهل از دور خوش بود به محض آمدن وی در قرارگاه های فرقه رجوی اول باید گزارشی از خود به عنوان نقطه ضعف و بای دادن را می نوشت و رجوی هم هر گاه دوست داشت آنرا چماق می کرد و بر سرش می کوفت .وی بعد از دوسال که درون مناسبات بود دچار تناقضات شدید در خصوص شعارهای فرقه از جمله ریخت و پاش های رجوی و انقلاب های ایدئولوژیک و از هم پاشیدن کانون خانواده ها در فرقه در مقابل شعار جامعه توحیدی وآزادی که رجوی از آن دم می زد ، شد و نمی توانست کارها و اقدامات رجوی را تحمل کند او که بنام مجاهد به آنجا آمده بود دیگر شعائر رجوی را قبول نداشت این مخالفت با اعلام انقلاب ایدئولوژیکی رجوی شدت گرفت و وی را از مسئولیت هایی که داشت سلب کردند و هر روز برای پاسخگوئی به قداره بندهای رجوی می بردند در صحبتی که داشتیم گفت فقط تحمل می کنم مردن بهتر است او عملا در برابر خودخواهی رجوی سر خم نکرد تا اینکه چند سال بعد اعلام کردند یعقوب به علت شلیک ناخواسته کشته شده است .تمام افرادی که او را می شناختند بخوبی می دانستند این حادثه عمدی بوده است واو قربانی خودکامگی های رجوی شده است. چون رجوی روشش این بود افراد قدیمی تر الگو هستند و به هر میزان که کج دار مریض بیایند فضای مناسبات را شخم می زنند و نمی توان پائین تر را کنترل نمود و با اعلام این موضوع براحتی پرونده یک انسان بسته شد و کسی هم قادر نبود سئوالی کند و علتی بپرسد . هیچ مراسمی برایش نگرفتند وشلیک ناخواسته مطامع رجوی شد. ما به همدیگر می گفتیم مواظب باشید شما دچار شلیک نا خواسته نشوید.

نفر بعدی یاسر اکبری نسب فرزند مرتضی به اصطلاح فرقه رجوی از میلیشای سازمان بود سال 69تا70 آنها را بدلیل جنگ عراق به اردن و از آنجا به آلمان منتقل کردند .یاسر به همراه برادرش موسی و خواهرش در اوائل دهه 70 روانه خارج از کشور شد اینکه رجوی آنها را به دست خانواده هائی می سپرد و چه اذیت و آزاری داده می شدند در این بحث نمی گنجد اما رجوی هدفی داشت با انتقال بچه ها و جدا کردنشان می خواست تمام موانع بین اعضا با خودش را بر دارد و هیچ حسی افراد به خانواده نداشته باشند به همین خاطر اجازه تلفن و مکاتبه هم نمی داد این موضوع گذشت تا سال 76 که رجوی اکثرا بچه هائی که به خارج از کشور فرستاده بود را به بهانه های مختلف از جمله تفریح ، یک دوره 3 ماهه و دیدن خانواده به عراق بیایند خیلی از آنها به دلیل اینکه کودکی بیش نبودند اساسا خاطراتی از پدر و یا مادر نداشتند و تمایلی به آمدن نداشتند با این اوصاف رجوی در حرکتی بصورت قاچاق آنها را به عراق آورد طوری که اگر مسئولین امر آن کشورها متوجه می شدند مانع این اقدام رجوی می گشتند .من با یاسر در مقری بنام هنگ حنیف چند سالی را با هم بودیم و مسئول آموزش آنها بودم یاسر مخالف حضور در قرارگاه اشرف و همکاری با فرقه بود و چندین بار در خواست خروج و جدایی از فرقه را داده بود و هر بار با مخالفت فرقه مواجه شد. هر بار به بهانه ای او را دست بسر می کردند یک بار با فرستادن پدرش که با او صحبت کند ، یک بار مسئول اول مقر ومسئولین مختلف فرقه می آمدند .حرف او یکی بیش نبود من نمی خواهم مبارزه کنم و اساسا با نظام ایران مشکلی ندارم وی علنا مخالفت می کرد بحث راه انداختند و درگیر شدند تا اینکه وقتی دید به هیچ شکلی نمی تواند از آنجا خارج شود با ریختن بنزین بر روی خود که شاید فرقه را با اینکار تهدید کند و اجازه خروج بگیرد به زندگی خودش پایان داد و فرقه رجوی هم کوچکترین کاری در مواجهه شدن با این موضوع نکرد و اینگونه رجوی قربانی دیگری گرفت .افسوس که هیچ کس نفهمید اقدام یاسر به چه منظور بود و این در شرایطی بود که رجوی از حمایت های دیکتاتور عراق بهره مند بود و سوال و جوابی در کار نبود و قائله در همانجا ختم شد و جنازه بی جان و سوخته یاسر بود که در محوطه افتاده بود من سوالم از پدر یاسر مرتضی است آیا وقت جدائی از فرقه و انتقام گرفتن از رجوی به دلیل جنایاتش نرسیده است .

سوال این است وقت آن نرسیده است ارگانهای حقوق بشری از رجوی باز خواست اینگونه اقدامات شنیع را نمایند و پرونده ای جدید برای وی باز کنند و مقصر و مسبب آنرا آشکار کنند افراد و اعضای اسیر باید بدانند یاسر و غیره فقط قربانیان این فرقه نیستند خود آنها هم طمعه های بعدی رجوی هستند و نباید اجازه بدهند دوستان آنها اینگونه سلاخی خودخواهانه رجوی گردند در مقالات بعد باز به موارد دیگری در این رابطه اشاره خواهیم کرد.

دفتر انجمن نجات – استان سمنان




داغ کن - کلوب دات کام
نظرات() 

بزرگترین سلاح فرقه رجوی !

تاریخ:سه شنبه 27 تیر 1396-08:26 ق.ظ


نمایش تبلیغاتی و فریبنده فرقه رجوی که هر ساله در راستای گرامیداشت خشونت و ترور، و امسال دهم تیرماه در ویلپنت پاریس، برگزار شد، با نقد و تحلیل و اعتراض بسیاری از مبارزین و روشنفکران ایرانی مواجه بوده است.

به گزارش پایگاه خبری تحلیلی فراق به نقل از ایران فانوس،چنین اجتماعاتی که بالغ بر چندین هزار و منافقین آن را بیش از صد هزار تن تبلیغ می کنند، خارج از اختیار و مجوز وزارت کشور فرانسه و سرویسهای امنیتی و قوه قضاییه، نخواهد بود. در حالی که بسیاری از افراد شرکت کننده در ویلپنت پاریس، از پناهجویان غیر قانونی از کشورهای مختلف اروپا به ویژه آلمان، بوده اند و در اصل با وعده های پوچ و فریبکاریهای مرسوم به مراسم منافقین، دعوت شده اند که این امور، خروج پناهجویان از مرز، وعده های دروغ و فریب، گرامیداشت خشونت و ترور، دخالت خارجی در امور داخلی ایران و موارد دیگر، مصداق جرم است و از چشم و گوش مقامات فرانسوی و سایر دولتهای اروپا، به دور نبوده  و نیست.

در همین کشورهای اروپایی که به سهولت به هر جریان و گروهی اجازه تجمع و اعتراض نمی دهند، ولی در مورد منافقین با آن سابقه تروریستی در ایران و عراق، به همراه انبوه اعمال و رفتار غیر قانونی در فرانسه و کشورهای اروپایی، اجازه تجمع داده می شود. در همین کشورها، که دروغ و فریب از مصادیق جرم و قابل پیگرد قانونی است البته به تناسب این که فریب و دروغ، چه میزان به دولت و مردم صدمه وارد کند، قابل مجازات نیز است، محض رعایت دموکراسی و حقوق بشر، از یک و یا چند تن از شهروندان شرکت کننده در شوی پاریس منافقین، پرسش نشد، شما که اجازه اقامت و برگ ورود به کشور دیگر را ندارید، هزینه سفر به فرانسه را ندارید، از برنامه و محتوای مراسم فرقه رجوی خبر ندارید، بر اساس کدام باورها و دروغها و فریبهای متداول مجاهدین خلق، به جلسات آنان شرکت کرده اید؟

آیا یک دولت قانونی و مدرن و دموکرات و اهل حقوق بشر، نباید به چنین مواردی بپردازد و حساسیت لازم را داشته باشد و از منابع مالی و هزینه های سرسام آور یک نیروی خارجی، اطلاعات کسب کند و در صورت غیر قانونی بودن مسایل مالی و محتوای برنامه، هشدار لازم را بدهد و یا مجوز صادر نکند. به راستی کدام منافع مالی و سیاسی، بر چنین نمایشات مشکوک و مداخله جویانه، چشم و گوش می بندد و یا احیاناً همکاری می کند؟

نیرویی که نه خاک دارد، نه مردم و نه منابع مالی مشروع و شناخته شده، چگونه از پس هزینه های سنگین آن هم در کشورهای اروپایی که در این کشورها در وهله اول منابع مالی می بایست مشخص باشد، خواهد آمد. آیا اینها برای دولتها و وزارتخانه های کشور و مالیات و سرویسهای امنیتی و قضایی و پلیس، جای پرسش و کند و کاو نیست؟ آیا در فرانسه می توان بدون برگه عبور وارد شد، مهمان جنگ طلب دعوت کرد و برای دقایقی نفرت پراکنی و مداخله در کشورهای دیگر، هزاران دلار خرج کرد و همه چیز را سیاه و به سلامت خاتمه داد، آیا باورش سخت نیست؟

نه تنها در چنین مراسمی و جهت جذب نیرو و محتوای برنامه و سیاهی لشکر و مدعوین و مهمانان و غیره، منافقین متوسل به دروغ و فریب می شوند، بلکه آنها از بدو ورود به مبارزه با فریب و دروغ، آغاز کرده و تا امروز ادامه داده اند.

آنان برای جذب نیرو، از شعائر مذهبی و تبلیغ جامعه بی طبقه، شروع کردند و تا وعده های پیروزی و آزادی اسرای جنگی و ایجاد کار و پناهندگی سیاسی و اقامت در کشورهای اروپایی که جملگی دروغ و فریبی بیش نبود. آنان برای مردم نیز وعده دموکراسی و حقوق بشر، سر دادند که به طور صد در صد، فریب بود. آنان همچنین برای اربابان خود از ابزار فریب و دروغ استفاده کردند و با اطلاعات دروغ جمله اربابان خود را به اشتباه انداخته و از این رهگذر هزینه گزافی از نیروهای خود و مردم ایران گرفتند. آنان آمار نیروهای سه هزار تن را به صدام حسین سی هزار تن اعلام کردند و به دولتها و مجامع دیگر نیز چنین کردند، تا جایی که دولت آمریکا پس از استفاده چند جانبه از آنها در عراق بر خلاف موارد دیگر و جاسوسانی که در کشورهای دیگر استفاده کرده بود، اما در مورد منافقین حاضر به پذیرفتن آنها به آمریکا نشد و جملگی را به کشور ثالث یعنی آلبانی منتقل کردند. فریب، بزرگترنی سلاح نگهدارنده فرقه رجوی در ارتباط با نیروها، مردم و اربابان قدرت، بوده و آنها بدون این سلاح به زعم خود مقدس، قادر به پیشبرد امور و بقاء نبوده و نخواهند بود.




داغ کن - کلوب دات کام
نظرات() 

خاطراتی از “زندان مخوف رجوی”

تاریخ:سه شنبه 27 تیر 1396-08:23 ق.ظ

سلام به خانواده ها، امیدوارم حالتون خوب باشه، من بعنوان کسی که در طی این سالیان زندانی “زندان مخوف رجوی” بودم، برای روشن شدن همه حقایق و اونچه که در طی این سالیان بر من و بر همه ما گذشت و همچنان ادامه داره، وظیفه خودم میدونم که برای شما حقایق رو بازگو کنم.

در این مطلب میخوام در مورد کار اجباری که در طی این سالیان بود برایتان بگم. میدونید که اکثر و بیشتر کارهایی که ما کردیم همش کار یدی (بیل زدن و کلنگ زدن و…. ) بود. واقعا کار طاقت فرسایی بود. مخصوصا زیر آفتاب در گرمای سوزان تابستان عراق. این بی رحم ها اصلا براشون سلامتی آدم ها مهم نبود و این که این نفر با این سن و سال آیا میتونه این کار رو انجام بده یا نه؟

وقتی ما بعنوان کسانی که جوون تر بودیم اعتراض میکردیم که این نفر الان حالش خوب نیست و یا اینکه این اصلا سن و سالش اجازه نمیده این کار رو بکنه، به ما میگفتند به شما ربطی نداره و اینجا سازمان مجاهدین خلق هست و تشکیلاته و شما نمیتونید به تشکیلات بگید که این کار رو بکن یا نکن.

خلاصه به این طریق حتی آدم های خیرخواهی مثل ما رو سرکوب میکردند و هدف اونا فقط این بود که به خواسته خودشون و کاری که میخواستند انجام بدند برسند، و براشون اصلا سلامتی افراد مهم نبود. اگه باور ندارید برید شما چک کنید که چقدر از این افراد بخاطر کار سخت و طاقت فرسا کمری و گردنی و زانویی شدند، که به قول بچه ها نیاز به تعویض قطعه دارند.

در خیلی از موارد میتونستند از علیل شدن افراد جلوگیری کنند. الان که دارم این مطلب رو می نویسم، به یاد یکی از دوستانم که الان هم در درون این تشکیلات مخوف هست افتادم. یادمه اون که وارد سازمان شده بود کمتر از بیست سال سن داشت و نوجوان بود. به لحاظ فیزیکی هیچ مشکلی نداشت، ولی متاسفانه بعد از چند سال بدلیل کار سخت و طاقت فرسا و بدلیل این که هرچی این دوستم به سازمان میگفت که من مشکل دارم و دچار مشکل شدم و نمیتونم کار کنم، به حرفش توجه نشد، و الان جوون تقریبا سی ساله است و هم کمری شده و هم گردنی و هم زانویی و مشکلات دیگر که تقریبا از دور کار خارج شده است.

اینا رو کی باید جواب بده؟ این سازمان جهنمی، این جوون به این خوبی رو که اگه الان در بیرون بود بهترین زندگی رو داشت، چون هنرمند بود و ساز میزد و هنوز هم میزنه، و خیلی از درها بروی اون باز بود و الان میتونست بهترین نوازنده باشه و بهترین زندگی رو داشته باشه، ولی متاسفانه این تشکیلات اون رو نابود کرد، و اون الان بخاطر خانواده خودش، که در درون سازمان هستند، نمیتونه اونجا رو ترک کنه، وگرنه که بارها خودش خواستار این بود که از این زندان مخوف فرار کنه و بیرون بیاد.

از این نمونه ها زیاد است. من خودم بارها دچار مشکل جسمی شدم، ولی متاسفانه وقتی به سازمان گفتم اصلا توجه نکرد و من با همون حال بدی که داشتم میرفتم و کار میکردم. یادمه یکبار از شدت تب در حین کار از حال رفتم و من رو به بیمارستان بردند. از این موارد خیلی زیاد است و من شاهد خیلی از این صحنه ها بودم که نفر با حال بد سر کار میامد و وقتی بهش میگفتم که تو حالت بده و نباید کار کنی و برو استراحت کن میگفت که اینا نمیذارند و من هرچی بهشون گفتم اصلا توجه نمیکنند. واقعیت هم همین بود که واقعا برای سازمان و تشکیلات، سلامتی افراد اصلا مهم نبود و مهم برایشون کار و اهداف شوم خودشون بود.

در مطالب بعدی، خاطرات دیگه ای از زندان مخوف رجوی برایتان خواهم گفت.




داغ کن - کلوب دات کام
نظرات() 

روشنگری در رابطه با جاسوسان و خبر چینان فرقه رجوی

تاریخ:سه شنبه 27 تیر 1396-08:22 ق.ظ


جواد عرب درگی

جواد عرب درگی

در این مقاله یکی دیگر از سرتیم های جاسوسی و خبر چینی فرقه رجوی را که در آلبانی مستقر می باشد به هموطنان بخصوص خانواده هایی که عزیزانشان اسیر فرقۀ رجوی هستند معرفی می کنم.

خیلی از خانوادها حتما اسم جواد عرب درگی را به عنوان فردی جدا شده  شنیده اند. تا قبل از اینکه این فرد را در برنامه تلویزیونی ام افشا کنم وی به عنوان مأموریت خودش تلاش می کرد به اسم جدا شده، در کمپین خانواده ها و دیگر تشکل هایی که خانواده ها داشتند نفوذ کند و ادعا می کرد که به عنوان جدا شده می تواند با فرزندان خانوادها تماس برقرار کند و پیام آنها را به فرزندانشان برساند.

جواد عرب ۱۰ ماه پیش در بین خانواده ها نفوذ کرده  و با خانوادهای زیادی در ایران درتماس بود. وی به همۀ آنها گفته بود: شما هرکاری داشته باشید من برایتان انجام میدهم. برای کار جاسوسی وخبر چینی این را پذیرفته بود که نامۀ بعضی از خانواده ها را به دفتر کمیساریای آلبانی بدهد. این فقط برای جلب اعتماد بیشتر خانواده ها بود. وی این کار ها را انجام می داد اما در مقابل، تمام اطلاعات خانواده ها را تخلیه می کرد و به رابط سازمانی فرقه می داد. فرقۀ مجاهدین از طریق جواد عرب به دنبال این بود که در بیاورد خط وخطوط خانواده ها به دنبال انتقال افراد از عراق به البانی چیست و چه اقداماتی می خواهند بکنند؟.

زمانی که موقعیت این جاسوس و خبر چین را افشا کردیم، در واقع دستش برای خانواده ها رو شد و خانواده ها شروع به سؤال و جواب از جواد عرب کردند که آن قول هایی که داده بودی مبنی بر اینکه به ما کمک کنی چی شد؟. جواد عرب در جواب می گوید: من رابطه ام با سازمان در حد هواداری است و گرفتن پول ماهانه نه بیشتر، من نمی توانم کاری کنم. وقتی که به خاطر قول هایی که داده بود از جانب خانوادها تحت فشار قرار گرفت وی به بعضی از خانواده ها که خیلی با او ارتباط داشتند گفت: خانواده ها ولی مدام پیام میدن، برای همه اونا این پیام را فرستادم که سیمکارتم رو از بین میبرم عصری چون شماره م دست خیلی ها ست …. در جائی دیگر که تحت فشار یکی از خانواده ها است جواد عرب در جواب می گوید:

… متأسفانه همین الآن چند نفر از خانواده ها برایم با این شماره ام  پیام می فرستند… من این شماره ام رو عوض کردم. پس تلگرام و …. با این شماره م رو ازبین می برم ..

پس لطفا پیام نفرستید چون امکان خوندن اون رو ندارم

این شماره قدیمی جواد عرب است:   ۰۰۳۵۵۶۹۵۶۴۳۴۳۰  ادعا کرده که این شماره را عوض کرده و از بین برده در حالی که کماکان این شماره فعال است. (البته برای مدتی کوتاه از آن استفاده نمی کرد)

یکی از دوستان جدا شده که خود شاهد کار های کثیف وی است این طور برای ما پیام فرستاد: (ضمن سلام،  ظ.. ع از تیرانا که بیش از ۳۰سال در فرقه رجوی اسیر ذهنی و فکری بودم که با پا گذاشتن به آلبانی خودم را از بند اسارت رجویها نجات دادم. هدفم از نوشتن، افشاگری و برملا کردن ماهیت مزدورانی امثال جواد عرب این مزدور خودفروخته می باشد که به خاطر منافع شخصی خود خیلی از دوستان چندین ساله خود را به سازمان فروخته است ….من یکی از دوستان بسیار صمیمی جواد عرب درکی می باشم. من خودم شاهد بر قضیه بودم که بخاطر همین  خانواده ها بارها به کمیساریا مراجعه و درخواستشان را به کمیساریا در تیرانا ارائه داد حتی میدانم با این خانواده ها ارتباط نزدیک داشته ولی الان که بحث جیره خواری شده، آمده این خانواده ها را به سازمان فروخته است. زمانیکه با این خانواده ها در تماس بود من عینا می دیدم که نامحسوس به بهانه های مختلف که کار شخصی  دارد به کمیساریا مراجعه میکند و درخواست خانواده ها را به گوش کمیساریا می رساند…. اما این مزدور خود فروخته سازمان الآن بخاطر شرایط مالی خودش پشت به همه دوستان و خانواده ها کرده و همه را به سازمان فروخت. جواد عرب، اگر واقعا تو با سازمان صادقی پیامهایی را که بین تو و خانواده ها ردوبدل شد به سازمان بده که سازمان حقوق ماهیانه ات را افزایش دهد… اما به زودی جواد هم دستش برای سازمان رو خواهد شد و ماهیت پلیدش با منتشر کردن پیامهایش از طرف خانواده رو خواهد شد و سازمان خواهد دید چه ماری در آستین خود پرورش داده است و جواد هم به صف دوستانش شکری و سلیمان خواهد پیوست !با تشکر

اما واقعیت چیست: وقتی که جواد عرب لو رفت و دستش رو شد، فرقۀ رجوی به سرکردگی اسماعیل مرتضائی (جواد خراسان) که هفته ای دوبار جواد عرب با جواد خراسان ملاقات داشت و گزارش ها را به او می داد. طی یک سناریوی ۴ صفحه دروغ سر هم کردند و به اسم جواد عرب بیرون دادند. جواد عرب اکنون به عنوان پوشش، در یک خیاطی کنار سیتی پارک کار میکند. این خیاطی نزدیک دفتر و مقر فرقه در آلبانی است از این رو به راحتی می رود ملاقات هایش را با سران فرقه انجام می دهد. بدیهی است که این خیاطی پوش کار جاسوسی او می باشد تا بگوید کار می کنم و خودم پول در می آورم پس مستقل هستم! در حالی که بعد از لو رفتن در نزد خانوادها اکنون جواد عرب  با تیمش فعالترین تیم جاسوسی در آلبانی است و اخیرا هم شروع کرده در بین نفرات و لابی های فرقه در آلبانی روی این پروژه کار می کند که نفرات بروند به کمیساریا و به پلیس گزارش بدهند که این جدا شده هایی را که مخالف فرقه هستند از شهر تیرانا به جایی دیگر انتقال بدهند چون بودنشان در آلبانی تهدید دارد!.

اما در رابطه با عکسی که وی مطرح کرده نفرات بدون اطلاع وی برای خانواده اش فرستاده اند!؟ اگر جوادعرب فراموش نکرده باشد: روز۱۶ شهریور ماه ۱۳۹۵ همان ساعت اولی که به قول خودش از فرقه رجوی جداشده بود، مهدی سلیمانی به جواد گفت: مادرت مریضه و فشارش بالا رفته، یک عکس داریم برایش می فرستیم و جواد هم قبول کرده بود که این کار بشود. وقتی مادر جواد عرب عکس او را دریافت کرد و دید مگر حالش خوب نشد؟ پس چرا در اطلاعیه وارونه جلوه می دهد؟

این هم شماره تلفن جدید جواد عرب می باشد که همین الان باز با آن شماره با تعدادی از خانواده ها در تماس است: ۰۰۳۵۵۶۹۶۵۹۲۲۳۴

علت اینکه جواد عرب درگی به این وادی کثیف افتاده چه می باشد؟ متأسفانه از آنجائی که فرقۀ رجوی امور و رفتارها و کلا عواطف جنسی را جزء گناهان کبیره قرار داده و آنها را بزرگترین تابو کرده است لذا برای پیشبرد اهدافش علیه مخالفان خود از این حربۀ کثیف استفاده می کند. نفراتی هم مانند جواد عرب فکر می کنند هرچه بیشتر در خدمت فرقه باشند در این رابطه فرقه چشم پوشی می کند و اعترافات جنسی آنها را علنی نمی کند. این هم از نتایج در غار بودن نفرات است بطوریکه نمی دانند در قرن بیست و یکم اکنون این مسائل هیچگونه عار وننگی نیست و در خیلی از کشور ها بصورت قانون در آمده و به رسمیت شناخته شده است.

برادرش امیر عرب هم با نفوذ در کمپین خانواده ها تلاش میکند تا خانواده هایی را که میخواهند در برنامۀ تلویزیون مردم تی وی شرکت کرده با عزیزانشان صحت کنند  از این کار منصرف کند. البته در این مورد مسائل زیادی هست که این آقا دارد انجام می دهد. جواد عرب در آلبانی آن گونه که در بالا شرح دادم کار می کند، برادرش امیر عرب هم در کمپین این طور حرکاتی دارد! پیدا کنید در این وسط چه رابطه ای بین آنها وجود دارد؟!.




داغ کن - کلوب دات کام
نظرات() 

شما رجویست ها ، برجام را جام زهر میدانستید !

تاریخ:سه شنبه 27 تیر 1396-08:19 ق.ظ

فرقه ی رجوی بنقل از دونالد ترامپ مینویسد :

” سیاست اعمال تحریم و ایجاد محدودیت علیه ایران باید ادامه یابد تا ما در منطقه خاورمیانه بتوانیم برنامه های خودرا به پیش ببریم “.

مناسبات وتحرکات  نامعقول وبی رحمانه ای را درجهان مشاهده میکنیم !

اصلا چراباید آمریکا از چندین هزار کیلومتر براه افتاده و به خاورمیانه بیآید وبرنامه ای برای خود داشته باشد وبرای اجرای آن ، فکرکند باید برعلیه ایران که درناف خاورمیانه قرار دارد ، اعمال محدودیت کند ؟!

این چه برنامه ایست که ترامپ فکر میکند که با اعمال محدودیت برعلیه ایران – کشوری  درمنطقه که طبیعتا بخاطر داشتن حق ” آب وگل “، ده ها بار صلاحیت بیشتری نسبت به آمریکا دارد- میتواند آنرا به پیش ببرد؟!

آیا این برنامه ها بخاطر رضای خداوند وجهت کمک به مردم خاورمیانه است ؟!

اگر اینطور باشد که ایران که خود یک کشور مهم – شاید با اهمیت ترین کشور خاورمیانه – است دارای منافع عمده ای میباشد وچرا باید درمقابل کاری که رضایت خالق ومخلوق را درپی دارد ، مانعی شمرده شود ؟!

بدی این ادعای ترامپ – که باند رجوی دنیای خوش وخرمی را درآن میبیند –  دراین است که موضوع را روشن نکرده تا ما مردم ایران درمقابل دولت خود که طبق فرضیه ی بالا درمقابل آن که دربرابر خشنودی خدا وخلق خدا ایستاده ، تکیف مان را روشن کنیم!

اما تجارب وشواهد موجود ، چیز دیگری را میگویند وثابت میکنند که دلواپسی های ترامپ ، ازموارد زیر حاصل میشود :

۱-  او دولتی را با اقلا ۲۰ تریلیون دلار بدهی تحویل گرفته که عواقب آن میتواند موجب شورش های مردمی درآمریکا باشد وترامپ ناچار است که به نیابت ازطرف چند درصدی های ثروتمندان آمریکا- که اینک برغم وعده های انتخاباتی اش تسلیم آنها شده – بادمیدن بر شیپور جنگ ، منطقه را به مسابقه ی تسلیحاتی وخرید اسلحه ی هرچه بیشتر واداشته  تا بدین طریق صنایع نظامی این کشور رونق بیشتری پیدا کرده و اشتغال بیشتری ایجاد کند!

۲- حدود یک سوم این بدهکاری به دولت چین است که هیئت حاکمه ی آمریکا تلاش دارد با دست زدن به جنگ و دشمنی ، ازپرداخت این قرض سنگین  خود به چین خود داری کند!

۳- همین کشور چین که با وجود نقش برجسته اش در پیشرفت تمدن جهانی در سده های گذشته، حدود ۷۰ سال مستعمره ی انگلستان وامریکا بود، اینک بطور آهسته وپیوسته ازآمریکا پیشی گرفته وبه اقتصاد اول جهان تبدیل میشود ، خیال غارتگران جهانی به سرکردگی اشرافیت مالی- نظامی آمریکا را آشفته کرده است!

۴- در جلوگیری ازاین آشفتگی خیال ، آن قسمت ازچرخ های اقتصادی چین که وابسته به منابع خلیج فارس هستند ، باید که با نا امن کردن خلیج فارس ازکار بیافتد!!

۵- برخلاف گذشته، امریکا که با بکار گیری متدهای ضد محیط زیستی قادر به استخراج نفت از خاک خود وکشورهای فرمانبردار همسایه اش میباشد ، امنیت خلیج فارس ، اهمیت گذشته را برای خلیج فارس نمیدهد  وچه  بهتر است که نا امن هم بشود!

۶- اروپا نیز که وابستگی اش به نفت وگاز خلیج فارس حیاتی است ، مجبور به تامین این مواد از آمریکا باشد وبدین ترتیب ، آمریکا بادردست گرفتن کنترل انرژی ، حاکمیت درحال ازدست رفتن خود برجهان را اعاده نماید و ….!

در اجرای این نقشه ی ضد انسانی ، ایران یکی از موانع مهم آن بوده وباید که با تحریم و شیطان سازی ازآن ، منزوی وتضعیف گردد!!!

به فرقه ی رجوی که می رسیم ، باید گفت که شما ازاول همه کار را کردید که توافق برجام حاصل نشود وزمانی که موفق به جلوگیری آن نشدید ، آنرا بمنزله ی جام زهری برای حکومت دانستید وحالا که فکر میکنید این تعهد نقض میشود و لابد جام زهری درکار نیست ، چرا برای سلامتی حکومت گرانی که مجبور به سر کشیدن جام زهر نیستند ، اینهمه فداکاری میکنید ؟!

من با وجود پیش بینی احتمال وقوع  تحولات عظیم درمنطقه ، تصور نمیکنم که هرچه را که آمریکا اراده کند ، همان خواهد شد!

دیگران که من حیث المجموع قوی تر ازآمریکا هستند ، ازتماشای دیوانه بازی های ترامپ خسته خواهند شد ونتیجه آن نخواهد شد که باند رجوی با تحلیل های تک خطی خود آرزو وتصور آنرا میکند!

این هموطنان ما نمیدانند که اصرار بر زورگویی ازطرف آمریکا ، حد ومرزی دارد و دراصل از بی میلی طرف مقابل به وقوع جنگ جهانی سوء استفاده میکند!

اما صبر وبردباری طرف مقابل هم حدی دارد که اگر ازآن عبور شود ، نه جهانی باقی خواهد ماند که ترامپ آنرا تبدیل به آزمایشگاه افکار مالیخولیایی خود کند ونه جایی که بتوان مریم تابان را برتخت سلطنت نشاند!

من شخصا آرزومیکنم که ترامپ ها دست ازاین زیاده خواهی های خود برداشته وبگذارند که زندگی هم برای آنها وهم دیگران ادامه داشته باشد ودر غیر اینصورت کسی وجود نخواهد داشت وتوقعاتی هم دربین نخواهد بود!




داغ کن - کلوب دات کام
نظرات() 

اجلاس میاندوره ای شورای فرقه رجوی یا سیرک خاموش

تاریخ:سه شنبه 27 تیر 1396-08:12 ق.ظ


وقتی رجوی سر دسته شورا در اجلاس میاندوره ای حضور ندارد مانند سیرکی است که صحنه گردان اصلی آن غایب باشد بقیه میمون وار حرف هایی را بر زبان می آورند که در طی سالیان پروپاگاندای فرقه با تکرار فراوان اعضای بیمار را مشروط ساخته مثل اعضای فرقه آنچه را که رجوی می گوید را تکرار کنند .

من حوصله نکردم تمام حرف ها و سخنان اعضای به اصطلاح شورا را گوش کنم اما در حد همان تعداد اندکی که صحبت کردند می شود نتیجه گرفت و دریافت ، این شوی مسخره هیچ باری ندارد جز خوراک تبلیغاتی آن هم برای افراد و اعضای عقب افتاده و بی خبر از هر چیز که اکنون اغلب آنها در آلبانی بسر می برند .

البته در بین همان اعضای آلبانی اشخاصی هستند که به ماهیت ارتجاعی فرقه رجوی پی برده اند و به خود آمدند و خودشان را از چنگال فرقه خلاص کرده اند اما تعدادی زیادی هم هستند چون وابستگی اقتصادی دارند فرقه با دجالیت و دوز و کلک زندگی آنها را مشروط به خود نموده است به همین دلیل علیرغم این که جدا شده اند اما مجبورند سکوت کنند و علیه فرقه موضع نگیرند والا حق و حقوق آنها را قطع می کنند .

آری اگر کارنامه فرقه را بررسی کنیم می بینیم هم در زمینه استراتژیک و هم در زمینه تشکیلاتی ضربه جبران ناپذیری خورده اند این روزها به طور اتفاقی اسامی بعضی از جدا شده ها را که می بینی که برخی از آنها پناهنده کشور سوئیس و تعدادی هم در دیگر کشورهای اروپائی هستند به واقع انتظارش را نداشتم این بچه ها هم جدا شده باشند زیرا تعصبات بسیار مشمزکننده ای داشته اند کاری ندارم همین فاکتور نشان از افلاس و فلاکت فرقه را می رساند .

اگر یک جریانی در تاکتیک شکست بخورد می شود مجدداً آن جریان را بازسازی و سازماندهی کرد یعنی قابل جبران و ترمیم پذیر است اما وقتی خطی و استراتِژیک شکست بخورد سرانجام آن جریان ، به فروپاشی و اضمحلال راه می برد .

اکنون فرقه در سراشیبی مرگ هر چه می خواهد با تشکیل به اصطلاح جلسات میاندوره یی شورا جست و خیز کند و دست و پا بزند ، بگذارید بزند ، در نتیجه فرجی حاصل نخواهد شد دیر یا زود دفتر فرقه در همه پهنه ها بسته خواهد شد .




داغ کن - کلوب دات کام
نظرات() 

پیام تبریک به محمود مبینی

تاریخ:دوشنبه 26 تیر 1396-02:38 ب.ظ


انجمن نجات مرکز سمنان 26 تیر 1396

محمود مبینی عزیز خبر جدائی تو از فرقه ی رجوی باعث مسرت و خوشحالی من گردید شاید این موضوع تولدی دوباره برایت باشد. انشا الله که پسرت مسعود مبینی نیز مانند تو راه خود را که همانا جدائی از فرقه ی دروغ و نیرنگ رجوی است پیدا نماید.

دوستت ابوالفضل از انجمن نجات استان سمنان




داغ کن - کلوب دات کام
نظرات() 

آواز دهل شنیدن از دور خوش است

تاریخ:دوشنبه 26 تیر 1396-08:41 ق.ظ


این ضرب المثل ایرانی رو همه هم شنیدن هم به کرات ازش استفاده کردن

اسم دهن پرکن “سازمان مجاهدین خلق ایران “

حکایت این ضرب المثل است

با هزار امید و آرزو و البته در باغ سبزی که بعد فهمیدم جهنمی بیشتر نیست وارد سازمان شدم. کلا توی این سالهای از دست رفته جوانی هیچی نفهمیدم جز جوانی از دست رفته و اینکه همه گوشت دم توپ بودیم، همه از بالا تا پایین، هر وقت بفهمن که فلانی نباشه بهتره، کارش تمومه، حالا میخواد رحمان باشه (عباس داوری) یا سیاوش (محمد حیاتی) یا حتی خود مژگان پارسایی

توی اون سیستم همه سرباز یه بار مصرف هستن

چه بفهمن چه نفهمن، البته بیشتر آدمها با گوشت و پوست لمس کردن اگه فرقه به نسخه ای که خودش واسه همه میپیچه که آزادی بیان و عدم سانسور و آگاهی به قول خودش توده ها به اندازه سر سوزنی پای بند باشه که نیست

اینترنت رو لااقل واسه اسرای فرقه آزاد بکنه که بنده خداها فقط اخبار دروغ درون فرقه رو نبینن. مگه نمیگه دنیای آزاد، پس کو؟ چی شد؟ تا کی میخواهید آدما رو توی جهل نگه دارید؟ تا کی میخواین دروغ بگین؟ حتی به خودتون هم دروغ میگین. چرا؟ به قول پدر آرمانی شما گوبلز اونقدر باید دروغ رو تکرار کرد که خودتون هم باورتون بشه

هر دفعه که نزدیک انتخابات ریاست جمهوری ایران میشه دوباره و صد باره بحث نخ نما شده رو جلو می کشید. هی میگید که کسی شرکت نکرده؛ کسی نرفته؛ ای بابا، خودتون خسته نشدید از بس مزخرف گفتید

چقدر هی اراجیف گفتید. سر داشتن هوادار و نیرو در داخل بقول یکی از دوستام که میگفت طرف توی دستشویی خونشون عکس رجوی رو میزنه صد بار هم از زاویه های مختلف عکس میگیره بعد چند بار هم شما دست کاریش میکنین اون وقت میشه ” فعالیت یگانهای ارتش”. باقیشو نمیگم چون کلمه‌ای به اسم آزادی شما قبول نداری چه برسه به “آزادی پخش” چون آزادی رو باید از داخل خودتون شروع کنید که اگه معتقد باشید که صد البته که نیستند چون که شما و آزادی و تفکر آزاد مثل جن و بسم‌الله میمونید. فقط به سری حرفای مفت دهن پر کن و پر تمتراق؛ ولی واقعیت چیه؟ شما حتی اخبار خودتون رو هم سانسور میکنید. قشنگ یادمه وقتی که توی هر برنامه خارج کشور راهپیمایی بود با دوستام می نشستیم به شرط بندی که چند بار تکراری به خورد مردم میدن به اسم صف تظاهرات. همیشه هم هیچ برنده درستی نداشت چون ما روی حساب سری قبل شرط می بستیم که دفعه قبل پنج بار تظاهرات رو کش دادن تصویرهاش رو دفعه بعد یه دفعه میشد بیست بار چون ما خودمون هم نمی تونستیم درست حدس بزنیم

باز برمیگردیم به ضرب المثل اول

آوای دهل شنیدن از دور خوش است

چرا چون وقتی نزدیک میای میبینی فقط صدای ترق و تروق یک طبل تو خالی بیشتر نیست که چند دقیقه بعد همین ترق و تروق تبدیل میشه به صدای گوشخراش و به قول دوستان حال بهم زن

به امید روزی که نسل جدید گول حرفای به ظاهر درست فرقه رو نخورن البته الان دیگه عصر کامپیوتره مثل زمان ما نیست

تنها یک درخواست عاجزانه دارم از پدر و مادرها. البته بهتون التماس میکنم مواظب جوونی جوون هاتون باشید که هدر نره و مثل ما نشند.




داغ کن - کلوب دات کام
نظرات() 


  • تعداد صفحات :6
  • 1  
  • 2  
  • 3  
  • 4  
  • 5  
  • 6  


Admin Logo
themebox Logo